مطالب ورزشی پزشكي  

 
 
آناتومي چشم
|

 

چرا دو چشم داریم؟

دیدن با دو چشم، قضاوت درباره­ فواصل را امکان­پذیر می­سازد. به این امر، درک عمیق گفته می­شود و به ما کمک می­کند تا هنگام راه رفتن به اجسام برخورد نکنیم یا روی لبه اجسام نیفتیم! اما چگونه؟ بین دو چشم، چند سانتی­متر فاصله بوده و هر یک از آنها، دید متفاوتی دارند. مغز با ترکیب این دو تصویر، یک تصویر سه بعدی ایجاد می­کند.

 

دیدن نور

1- اشعه نوری که از اجسام متسع می­شود پس از برخورد با شبکیه چشم به پیغام الکتریکی تبدیل می­شود.

2- این پیغام به وسیله عصب بینایی انتقال داده می­شود

3- دو عصب بینایی چشم­ها در قسمت مرکزی مغز به­نام کیاسمای بینایی به هم می­رسند. نیمی از الیاف هر یک از دو عصب بینایی با هم تقاطع کرده و سپس به مسیر خود ادامه می­دهند.

4- پیغام­های عصبی به قشر مخ در نیمکره­های مغز می­رسند.

5- سلول­های قسمت پشتی مغز این پیغام­ها را رمزگشایی کرده و تصویری ایجاد می­کنند. به این ترتیب شما قادر به دیدن می­شوید.

 

عضلات چشم

شش عضله چشمی در اطراف کره چشم برای به حرکت درآوردن چشم­ها با هم کار می­کنند. این عضلات به گردش چشم و باقی ماندن آن درون سر کمک می­کنند.

چشم میزان نور قابل رؤیت را تنظیم می­کند. عضلات عنبیه، به طور خودکار منقبض و شل می­شوند و به این ترتیب اندازه مردمک را که مرکز تاریک درون چشم است، تغییر می­دهند.

در صورت کم بودن میزان نور، مردمک­ها بزرگ­تر می­شوند تا ورود نور بیشتر به درون چشم را ممکن کنند. مردمک چشم در نور روشن، کوچک است. در این حالت عضلات درون عنبیه، منقبض هستند.

حجم عظیمی از اطلاعات دنیای اطراف از طریق چشم­ها جمع­آوری می­شود. چشم­ها این اطلاعات را به مغز می­فرستد که محل رمزگشایی و پردازش آنهاست. مغز به درک جهانی که چشم­ها می­بینند، کمک می­کند.

 

ماهیچه های چشم

عدسی

یک ساختار صاف دایره­ای شکل و شفاف است که باعث شکسته شدن نور عبوری می­شود. این کار به تمرکز نور می­انجامد. عدسی مانند پیاز از لایه­های مختلف تشکیل شده است. عدسی چشم در طول زمان، بزرگتر می­شود.

 

عدسی چشم

ملتحمه

ملتحمه، صلبیه (اسکلرا) را می­پوشاند، از چشم­ها محافظت می­کند و آنها را مرطوب نگه می­دارد.

 

لایه خارجی

صلبیه (اسکلرا) سفیده چشم است. این لایه محافظ و محکم، باعث مدور ماندن کره چشم می­شود.

 

صلبیه

قرنیه

قسمت شفاف قدامی چشم است که عبور نور از طریق چشم را امکان پذیر می­سازد. سطح خمیده این ساختار اشعه­های نوری ورودی به چشم را می­شکند.

 

لایه میانی

عنبیه، قسمت رنگی چشم است. رنگدانه­های قهوه­ای تمام عنبیه­ها مشابه است. چشم­های آبی فاقد رنگدانه هستند. چشم­های قهوه­ای رنگدانه­های بیشتری دارند و چشم­های سبز دارای رنگدانه کمتری هستند.

عنبیه

 

 

مردمک، سوراخی در عنبیه است که ورود نور به درون چشم را ممکن می­سازد.

 

 

 

 

جسم مژگانی، یک حلقه عضلانی است که درست در پشت عنبیه قرار دارد. این ساختار دارای فیبرهای نازکی است که به عدسی می­چسبد و آن را نگه می­دارند و با تغییر شکل عدسی به تمرکز نور کمک می­کنند.

 

مشیمیه، حاوی عروق خونی بسیار است و کار تأمین مواد تغذیه­ای و ویتامین A برای شبکیه را برعهده دارد. رنگدانه­های عمقی این لایه، نور را جذب کرده و از پخش شدن آن در کل کره چشم جلوگیری می­کند.

 

فووآ، نقطه­ای در شبکیه است که بیشترین تمرکز نور در آنجا صورت می­گیرد. در این نقطه تعداد زیادی سلول مخروطی وجود دارد.

 

دیسک اپتیک محل اتصال و به هم رسیدن تمام اعصابی است که از کل شبکیه می­آیند و در اینجا عصب بینایی را تشکیل می­دهند. این نقطه همان "نقطه کور" است. در این نقطه هیچ­گونه سلول مخروطی یا استوانه­ای وجود ندارد.

 

اشک که از غده اشکی ترشح می­شود کار بیرون راندن گرد و خاک و ذرات خارجی از چشم را برعهده دارد. اشک سطح چشم را شستشو داده و از طریق منافذ از آن خارج می­شود. سپس از راه کانال­های کوچکی به کیسه اشکی می­ریزد. از آنجا از راه کیسه بینی- اشکی عبور کرده و از طریق بینی به بیرون راه می­یابد. به همین دلیل هنگام گریه کردن دچار آبریزش از بینی می­شوید.

 

درون چشم­ها چه خبر است؟

چشم­ها از ملتحمه، عدسی و سه ساختار لایه­ای خارجی، میانی و داخلی تشکیل شده­اند.

 

 

مایعات محتوی چشم چیست؟

درون چشم از مایع بسیار ویژه­ای پر شده است. مایع موجود در قسمت پشتی چشم زجاجیه نام دارد که ژله مانند است. این مایع به حفظ ساختار کره­ای چشم کمک کرده و عدسی و شبکیه را در جای خود نگه می­دارد. قسمت قدامی چشم از مایع آبکی به نام زلالیه پر شده است که کار تأمین مواد تغذیه­ای برای قرنیه را برعهده دارد.

میلیون­ها فیبر عصبی از سلول­های گانگلیون در شبکیه به هم متصل شده و تحت عنوان عصب بینایی از چشم خارج می­شوند.

 

شبکیه

سلول­های ویژه­ای دارد که وجود نور درون چشم را احساس می­کنند.

سلول­های استوانه­ای، سلول­های بلندی هستند که بیشترین حساسیت را نسبت به نور کم دارند و فقط سایه­های خاکستری را احساس می­کنند. این سلول­ها، گیرنده نور شبانگاهی هستند. در هر چشم، 125 میلیون سلول استوانه­ای وجود دارد.

 

 

سلول­های مخروطی

گیرنده نور رنگی هستند. سه نوع سلول مخروطی آبی، قرمز و سبز وجود دارد. هریک از سه نوع سلول مخروطی، نور رنگ متفاوتی را تشخیص می­دهند. در صورت تحریک ترکیب مختلفی از سلول­های مخروطی، رنگ­هایی مانند صورتی و بنفش دیده می­شوند. در هر چشم، 1 میلیون سلول مخروطی وجود دارد.

بخش پروتئینی مولکول­ها در سلول­های استوانه­ای که اپسین نامیده می­شوند به ویتامین A متصل شده و آن را خم می­کنند. این مولکول پیچ­خورده جدید منتظر ورود نور به درون چشم باقی می­ماند.

در صورت برخورد نور با این مولکول­های پیچ­خورده، آنها منفجر می­شوند! ویتامین A از اپسین جدا شده و مجدداً به حالت مستقیم در می­آید. به این ترتیب یک سیگنال الکتریکی محدود به مغز می­رسد و ویتامین A برای اتصال مجدد با اپسین آماده می­شود.

 

تمرکز نور

1- پرتوهای نور از طریق قرنیه وارد چشم می­شود. این کار باعث می­شود تا نور کمی شکسته شود.

2- پرتوها از مردمک عبور می­کنند.

3- سپس این اشعه­ها از عدسی می­گذرند. سطح خم شده عدسی، نور را بیشتر شکسته و اشعه­های آن را به بالا و پایین جابه­جا می­کند.

4- پرتوهای متمرکز نور از چشم عبور کرده و روی شبکیه می­نشینند. سلول­های مخروطی و استوانه­ای یک سیگنال رمزدار از تصویر اولیه ایجاد می­کنند.

5- پیغام­هایی که به مغز می­رسند به سمت راست و بالا جابه­جا می­شوند. به همین دلیل هیچ­کسی سعی نمی­کند روی سقف راه برود.

 

امواج نوری

مواج نوری که دیده می­شوند، جزء کوچکی از طیف اشعه الکترومغناطیس هستند (که در ذیل نشان داده شده است). این طیف نه تنها امواج نوری مورد استفاده در بینایی را شامل می­شود بلکه اشعه گاما، اشعه ایکس، امواج فرابنفش و مادون قرمز، امواج میکروویو و امواج رادیویی را نیز در بر می­گیرد.

نور مرئی یا امواجی که می­بینیم به رنگ­ها تفکیک می­شوند. رنگ اجسام به دلیل جذب قسمتی از این طیف رنگی قابل رؤیت و بازتاباندن سایر قسمت­های آن است. ما اجسام را به رنگی می­بینیم که منعکس می­کنند.

 

دور و نزدیک

برخی از افراد، دیدی عالی داشته و برخی دیگر نیازمند عینک هستند. چرا؟قدرت دید عالی امکان متمرکز ساختن نور حاصل از اجسام دور و نزدیک را فراهم می­کند و نور دقیقاً روی شبکیه متمرکز می­شود.

 

 

چشم­های دوربین قادر به متمرکز ساختن نور حاصل از اجسام نزدیک برروی شبکیه نیستند و نور را در پشت شبکیه متمرکز می­کنند.

 

 

 

چشم­های نزدیک بین نمی­توانند نور حاصل از اجسام دور را روی شبکیه متمرکز کنند و نور در جلوی شبکیه جمع می­شود.

 

 

 

 

عینک در واقع عدسی ساخت بشر است و نور را طوری می­شکند که باعث انتقال نکته کانونی روی شبکیه شود. این کار به چشم­ها کمک می­کند تا نور را به درستی روی شبکیه متمرکز کنند.

 

آيا مي دانيد؟

ضخامت شبکیه در حدود یک برگ کاغذ است.

چشم می­تواند 7 تا 10 میلیون رنگ مختلف را ببیند.

کره چشم بخشی از مغز است که بیرون زده است!

چشم، نور رؤیت شده را به الکتریسیته تبدیل می­کند. این جریان الکتریکی، پیغامی است که به مغز فرستاده می­شود.

پرندگان نسبت به انسان­ها رنگ­های بیشتری را می­بینند.

زنبورهای می­توانند چیزهایی را ببینند که برای ما قابل رؤیت نیستند زیرا آن­ها قادر به دیدن نور فرابنفش و نور پلاریزه هستند که به وسیله چشم انسان قابل دیدن نیست.

مارها می­توانند حرارت را ببینند. این جانوران قادر به دیدن نور مادون قرمز هستند که به صورت گرما احساس می­شود.

عقاب­ها می­توانند 6 برابر تیزتر از انسان ببینند.

قورباغه­ها نسبت به سگ­ها تعداد رنگ­های بیشتری را می­بینند.

كليات

كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.

ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.

براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند.

پلك

وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند.

ملتحمه

ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود.

قرنيه

قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء  ناصاف و تار ديده مي شوند.

البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاق نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود.

عنبيه و مردمك

عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.

اتاق قدامي

اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود.

عدسي

عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شكل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شكل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.

با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شكل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند.

زجاجيه

زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شكل مي دهد. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست داده و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازند كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود.

شبكيه

شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند.

در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود.

مشيميه

مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.

صلبيه

صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند.

عصب بينايي

عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.

عضلات چشم

براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود.


نویسنده : دکتر سعید بیک زاده
تاریخ : شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۱
زمان : ۷:۳۲ ب.ظ
:: قلبی سالم با مصرف روزانه 3 نوبت لبنیات کم چرب
:: دانشمندان مولکول عامل اختلال حس بویایی مرتبط با بیماری کووید-۱۹ را شناسایی کردند
:: آیا فعالیت های ورزشی می تواند به مقابله بهتر با ویروس کرونا کمک نماید؟
:: دیابت و فعالیت فیزیکی
:: چهارده راه برای کاهش وزن بدون رژیم و ورزش
:: ورزش و کرونا
:: تقویت حافظه تنها با ده دقیقه فعالیت کم شدت
:: رژیم غذایی برای کاهش ام اس
:: تاثیر ورزش هوازی بر اسکیزوفرنی
:: چگونه یک قلب سالم مانع زوال عقل میشود
:: گوش دادن به موسیقی موجب میشود از ورزش بیشتر لذت ببریم
:: تاثیر کیوی بر کبد چرب
:: بهتر بخوابید تا وزن کم کنید
:: آیا چاقی مسری است ؟
:: ورزش میتواند نوع باکتری های روده شما را بهتر کند